تبليغاتX
ســـــــــوتـــــــه دل


ســـــــــوتـــــــه دل

 

 

یادته میگفتی عشقمون مثل تو فیلماست تو نقشتو خوب بازی کردی فقط من هيچ

 وقت  نفهمیدم

 اشتباهم چی بود که نقشمو دادن به یکی دیگه....
                 

                                                 

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي
حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه:اين دنياي منه

 

                                      


دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود

ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود ...

 

                                      


تو را آرزو نخواهم کرد...
هيچ وقت !!

تو را لحظه اي خواهم پذيرفت...

که خودت بيايي...

با دل خودت...

نه با آرزوي من ...!!

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

                     

 

 

                    خدا جون دیگه واقعآ رفت

         تنها شدم صبرم بده تا بتونم تاقت بیارم

آه حداقل تنهایی بی وفا نیست دیگه ترکم نمیکنه وفا داره

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

يه روزي دلت مي سوزه واسه تنهايي من

    واسه دردا که کشيدم واسه بي صدا شکستن

يه روزي خودت مي فهمي که چرا ازت بريدم

     که چي شد با همه عشقم نفرتو به جون خريدم

يه روزي مياي سراغم به خيالت که من هستم

     اما اون وقت خيلي ديره آخه اون روز ديگه نيستم.

يه قدم مونده به مرگم يه نفس مونده به پرواز

     توي اين سکوت ممتد رفته واژه مرده آواز

يه روزي مياي مي بيني جاي من يه سنگ قبره

     که روي دلش نوشتن اينجا آرامگه صبره

يه روزي مياي به خونم خونه اي که يه مزاره

      خونه اي که مثل قلبم درو پنجره نداره

يه روزي دلت مي سوزه واسه اين دل شکسته

     واسه اين غريب تنها واسه اين هميشه خسته

يه روزي بهت مي گن که منو باد غصه برده

    اوني که خيلي دوست داشت نبودي جون داده مرده

يه روزي مياي که رفتم توي جاده هاي باريک

 خوابيدم زير يه مشت خاک تو يه قبر سرد و تاريک

        

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

خدايا .هنوز  از لحظه آخر نگذشته اما من طاقتم داره تموم ميشه.

چقدر دلم برات تنگ شده دلم بد جوري گرفته.اما اين بار تو نيستي که برات از دل تنگيام بگم.

ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده.پيداش نمي کنم اين شبم که به آخر نميرسه

مي خوام برم .برمو از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم.

ميخوام برم و با همه اين چيزايي که اتفاق افتادباز خدارو شکر کنم.تو هم برو.برو تا کم کم بتوني

باور کني که هميشه هر چي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي دلم برات چه تنگه .

دنيا دلش چه سنگه دنيا حسابي مارو دور خودش دوونده.صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده


برام سخته.خيلي هم سخته اما بايد بگم


خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من.خداحافظ خاطرات من خداحافظ براي هميشه

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

يک بار بهت گفته بودم.الان بازم ميگم.به تو ساده

 دل ندادم که بري ساده ز يادم.

 

هر چقدر بيشتر فکر مي کنم کمتر مي تونم باور

کنم که ديگه باهم نيستيم چه پاک بود اين

احساسي که بين ما بود.

چه ساده بوديم هردومون ما که توقع زيادی

 نداشتيم.فقط مي خواستيم خودمونو

 فداي احساسي که برامون ارزش داشت بکنيم.

اما نشدزندگي به ما مهلت ندادخدايا زندگي

 چه بي رحمه ساعت ها از لحظه آخره با هم

بودنمون گذشته.

 اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم دوست

ندارم که از ذهنم بيرونش کنم

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

يک شب از دفتر خاطراتم صفحاتي خواندم

 

            چون به نام تو رسيدم لحظاتي ماندم

 

هـمه ي دفتر عمرم ورقي بيش نبود

 

               همه ي آن ورقم حسرت ديدار تو بود 

   

                          


نوشته شده در ساعت توسط حسن|

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

                            خنده واسه هميشه از لبـام رفت

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

نميدانم در كدام كوچه پس كوچه

هاي اين شهر بايد تو را جستجو كنم؟

 

نميدانم دليل رفتن تو چه بود؟


نميدانم تنهايي ام را ديگر با چه كسي قسمت كنم؟


نميدانم حرف هايم را به چه كسي بگويم؟


نميدانم به اميد چه كسي بايد زندگي كنم؟{فقط به خاطر تو r2271}


نميدانم به شوق ديدار چه كسي به زندگي ادامه دهم؟


نميدانم.............!


اي كاش بودي؟؟؟؟؟؟


كاش بودي تا سرنوشتم اين نبود....


كاش ميشد زمان را به عقب برگرداند تا خطاهايم را جبران كنم.
كاش صدايم را ميشنيدي كه با تمام وجود فريادميزنم
دوســـــــــــتـت دارم بهترينم.


كاش صداي ناله و گريه هايم را ميشنيدي كه قلبم و ذهنم همه يك چيز را ميگويند 
اين كه عاشقت هستم و تا آخر عمرعاشقت ميمانم حتي اگر تو مرا نخواهي!

باز من دوســـــــــــــــــــــتت دارم بهترينم..

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

عاشقت بودم يادت هست......؟

 

گفتم كه دوستت دارم....

 

گفتي كه: كوچكي  براي دوست داشتن

 

رفتم تا بزرگ شوم

 

اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت عاشقت هستم

 

  

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

يک روز دروغ به حقيقت گفت:مياي بريم دريا شنا کنيم؟

حقيقت ساده و زود باور پذيرفت.وقتي به کنار دريا

رسيدن تا حقيقت لباس حياي خود را درآورد دروغ آنهارا

دزديد و فرار کرد.از آنروز به بعد حقيقت عريان و زشت

است...ولي دروغ در لباس حقيقت زيبا


نوشته شده در ساعت توسط حسن|

رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته

 است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي

 چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آوازبخوان


اگر شبي فانوس نفسهاي من خاموش شد ، اگر به حجله آشنايي ، برخوردي وعده اي به تو گفتند

 ، كبوترت در حسرت پركشيدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنكن ! تمام اين سالها كنارمن

 بودي ! كنار دلتنگي دفاترم ! درگلدان چيني



دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه !

اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم


آنجه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي آنجه را که دوست نداري تحمل کني.

 هميشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمي کند حتي اگر تو او را فراموش کرده باشي



نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را

 درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه

 آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به

 زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم

 به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش

 تقدس عشق را درک کند



ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي

 رو بگيري كه با رفتن بازيا از چشمت جاري ميشه


بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند

بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند

بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند

 آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند

خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه

اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه

تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ...

خسته شدم بس كه..تنها گريه كردم...مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم

 و شانه هايت راببوسم

خسته شدم بس كه تنها ايستادم

عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست


باز هم غم عشق و ناله جدايي در من فغان كردنمي دانم آيا آب عشقي پيدا خواهد شدكه اين آتش

را در من خاموش كندگر اين آب پيدا نشد اين آتش در من چه خواهد كردمرا خواهد سوزاندولي

من از خدا مي خواهم که اين آتش آتش عشق تو باشدخدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب

بسيار است، تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟

يادمان باشدازامروزخطايي نكنيم گركه درخويش شكستيم صدايي نكنيم پرپروانه شكستن هنرانسان

 نيست گرشكستيم زغفلت من ومايي نكنيم يادمان باشداگرشاخه گلي راچيديم وقت پرپرشدنش سازونوايي نكنيم يادمان باشداگرخاطرمان تنهاماندطلب عشق زهربي سروپايي نكني

 عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

 بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد

 

 پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم:

 

 تنهاییت برای من … غصه هایت برای من …

 

همه بغضها و اشکهایت برای من ..

 

 بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

 

 صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده دوستت دارم

 

عشق يعنى پاک ماندن در فساد، آب ماندن در دماى انجماد،

 

در حقيقت عشق يعنى سادگى، در کمال برترى حقيقت

 نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن 

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

 آه که چقدر سخت است لحظه هاي دور از تو بودن

آه که چقدر تلخ است بي تو بودن

 گاهي از اين زندگي خسته ميشوم ،

گاهي نيز از عشق دلشکسته ميشوم !

 گاهي در گوشه اي تنها مينشينم و اشک ميريزم ،

 گاهي نيز عکسهايت را در آغوش ميگيرم و از دلتنگي ات گريه ميکنم

اين است رسم عشق ، چقدر دردناک است

 اين لحظه هاي عاشقي... پشيمانم از اينکه عاشقم ،

پشيمانم از اينکه در دام عشق گرفتارم 

 کاش که عاشق نميشدم ، تنهايي دواي درد من است

 دلم نمي آيد رهايت کنم ، حالا که عاشقت هستم

دلم نميخواهد قلب مهربانت را بشکنم!

گرچه من از کرده خويش پشيمانم ،

 اما چون با تو هستم خوشبخترينم !

 آنقدر دوستت دارم که دلم نميخواهد بگويم که فراموشم کن !

 آه که چقدر اين لحظه ها نفسگير است ،

 آه که چقدر اين قلب بي گناهم پريشان است!

 از امروز ميترسم که از من دور شوي ،

 از فردا ميترسم که تو را از دست بدهم ،

 به چه اميدي با تو باشم اي بهترينم؟

 اين سرنوشت و روزگار بي وفا با قلب من نميسازد

 ميدانم اگر با تو باشم فردا که رسيد حال و هواي من از امروز دلگيرتر است!

 آه که چقدر اين لحظه ها بي مروت است !

 قلب من بي طاقت است ، چشمهايم ديگر اشکي ندارند براي ريختن !

نميدانم از دوري تو اشک بريزم ، يا از دلتنگي ات !

نميدانم غصه امروز را بخورم ، يا غم فردا را بکشم!

نه ديگر کار من از کار گذشته است ،

 راهي جز عاشق ماندن و غم و غصه هاي عشق را تحمل کردن نيست !

بايد سوخت .... بايد در راه عشق نابود شد ... آه که چقدر تلخ است !

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

 

                                                    دوستت دارم

حتی اگر تو از من متنفر باشی

میتوانم به راحتی ببخشمت

حتی اگر نتوانم زخمهایم را فراموش کنم


هر بار و هر جا که ببینمت

با تو رو در رو خواهم شد

سلام خواهم کرد

و حالت را خواهم پرسید

برایم مهم است که "خوب باشی"

حتی اگر تو از من روبرگردانی

جواب سلامم را ندهی و بروی

 

  

دوستت دارم


متاسفم که قهر کردن را یاد نگرفته ام

تنفر را نیز ،

پس مخواه که به هنگام دیدنت رویم را برگردانم

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

سلام عزیزم، دلم برات تنگ شده.

 دلم می خواد با تو باشم،کنارت باشم.

 دلم می خواد دستات تو دستام باشه

 در حالی که سرم رو می ذارم رو شونه هات.

دلم می خواد تو چشای خوشگلت زل بزنم

و دنیا تو این لحظه متوقف بشه برا همیشه.

 دلم می خواد تمام خیابون های شهر رو باهات قدم بزنم

در حالی که از خودمون برا هم می گیم.

دلم می خواد تو رستوران روی میز دستات رو بگیرم.

دلم می خواد هر کی تو رستورانه

 از عشقی که به هم داریم حسودیش بشه.

 دلم می خواد بدونی از نظر من چقدر خوشگلی.

دلم می خواد بدونی چقدر عاشقتم و دوستت دارم.

 دلم می خواد قلبم رو پیشت جا بزارم و دلت مال من باشه برا همیشه.

 دلم همه ی اینارو می خواد و از همه بیشتر تو رو

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

   امشب به هوايت نفسي باز غزل جان

صيد تو ، مرا او قفسي باز غزل جان

من مست و خرامان که توام مير شکاري

جز من ، نکند بر هوسي باز غزل جان

تيز است مرا چشم و ستيز است به چنگال

شهباز رها بر مگسي باز غزل جان

 

ما را نه سزاوار گرفتار به کنجي

خوار آمده چون خار وخسي باز غزل جان

اين خانه به مهمان شده ارزان به در آييد

بر در نزند هيچکسي باز غزل جان

اي داد ز بي داد به فرياد ِ سکوتم

شايد تو به فرياد رسي باز غزل جان

درمانده تر از پيش ، شب تار و گرفتار

کو راه مرا پيش و پسي باز غزل جان

بي نام و نشان همنفسي باز به تکرار

امشب به هوايت نفسي باز غزل جان


نوشته شده در ساعت توسط حسن|

آرزو گفت :بیا با هم عهد ببندیم که هرگز دوستیمان را فراموش نکنیم و بدانیم عشق اول تا ابد به یاد میماند و جایش را با هیچ چیزی حتی مشابه اون نمیشه پر کرد
zas 'گفت:هيچ وقت هيچ وقت يادمون نره كه خدا هرررررررررررر لحظه داره تماشامون ميكنه بهمون اعتماد داره و عزازيل رو كه ما به اسم ابليس ميشناسيم فقط به خاطر ما از خودش رونده تا يه روزي به جاش هزاران هزار آدم عزيز و كنار خودش داشته باشه! بيايين با هم عهد ببنديم
احسان گفت:بیا با هم عهد ببندیم که هیچ وقت هیچ وقت به هم دروغ نگیم

بیا با هم عهد ببندیم که هرگز مرزهای انسانیت رو نشکنیم

بیا با هم عهد ببندیم که دنیا رو برای آخرتش بخوایم
سامان گفت: که از مشخصات البوم جدید نگیم تا دیگری هم تهیه کنه وخودش ببینه
سمانه گفت:که هیچ وقت دله کسی رو نشکنیم
پريا گفت:که هیچ وقت با حرفامون کسی رو نااميد نكنيم
شادي گفت: که فراموش نکنیم خدا خیلی بزرگه و صبور باشیم
محدثه گفت:اینکه هیچ وقت زود قضاوت نکنیم.وهمیشه تو خاطر هم باشیم
نسيم بهاري گفت:با عشق زندگی کنیم و شکرگزار خداوند باشیم وهیچ گاه فراموش نکنیم اگر ما به یاد کسی نیستیم ولی خداوند به یاد ما هست
سپيده گفت:كه هيچ وقت خداي بالا سرمونو فراموش نكنينيم ازش هميشه به خاطر همه چيز ممنون باشيم و خودمونوهميشه مديونش بدونيم.
چكامه گفت: هیچ وقت به هم دروغ نگیم
رها گفت:كه اخرین قطره خون با هم باشیم

و در آخر بيا با هم عهد ببنديم كه مراقب باشيم عهد نامه ي مان را موريانه نخورد!!!

بیا عاشق بمانیم!

بیا حالا که عاشق هم هستیم کاری کنیم

که لحظه هایمان پر از شادی و عشق باشد!

بیا حالا که همدیگر را عاشقانه دوست میداریم

برای همیشه با هم بمانیم و عهدی که با هم بستیم را نشکنیم !

بگذار با آرامش با هم باشیم ،

نه اینکه لحظه هایمان پر از غصه و عذاب باشد !

عشق کلام زیباییست ما بدنامش میکنیم ،

عشق شیرین است ما تلخش میکنیم!

عشق پاک و مقدس است ما  پر از گناهش میکنیم !

اگر به هوای این نشسته ای که تا ابد با هم باشیم کاری نکن

 که فردا پشیمان شوی!

قدر مرا را بدان ، عاشقتر از من کسی نیست !

قلبم را نشکن ، بی گناهتر از من عاشقی نیست !

بیا حالا که قلبم را با اطمینان به تو دادم

تو نیز پاسخ این اطمینان را به قلبم بده !

برای من فراموش کردن یک بی وفا کار ساده ایست

پس با ما بی وفایی نکن ، همچو من

که عاشقانه دوستت دارم ، مرا دوست داشته باش !

به خدا انتظار سختی نیست ، اگر عشق در قلب تو باشد

 مرا درک خواهی کرد !

اگر به سختی عاشق شدم ، مطمئن باش اگر لایق من نباشی

به راحتی نیز میتوانم قید تو را بزنم !

این یک غرور بی جا در وجودم نیست ، این یک حقیقت تلخیست

که بعد از مدتها به آن پی برده ام!

آنقدر بی وفایی دیده ام که شناختن کسی که مرا از ته دل دوست دارد

برای من کار سختی است !

من به تو ایمان دارم ، تو میتوانی برای من بهترین باشی ،

تو میتوانی همانی باشی که

مدتهاست در انتظار او نشسته ام !

بیا حالا که دیوانه وار تو را دوست دارم ، قدر این عشق پاک را بدان ،

که عاشقتر از من کسی نیست

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

خیلی خسته بیشتر از همه کس و همه چیز از خودم خستم . از خودم خستم چون

 حال و حوصله کسی رو ندارم ولی مجبورم بگم بخندم شوخی کنم تا یه وقت کسی

 از دستم دلگیر نشه این روزا تنها دوستم سیگار شده خیلی قشنگ برام میسوزه

 برام مهم نیست که ضرر داره یا نه در بارش هم کتاب زیاد خوندم ولی خوب به جا اینکه این رفیق چند ساله رو بذارم کنار بیشتر ازش خوشم اومده... بیخیال .

نمیدونم چی بنویسم فقط اومدم تا یه ذره خالی بشم دلم میخواد برم یه جا انقدر داد

 بزنم که بیحال بشم بعد بیفتم و دیگه از جام پا نشم دیوار اتاقم دیگه جایی برای

 مشت زدن من نداره همش مثل کف خیابون جولوی خونمون بالا پایینه .( نه من زورم زیاد نیست دیوار نم کشیده) .

 نمیدونم میشه تو این وبلاگ داد زد یا نه؟ نه هر کاری میکنم در و دیوار وبلاگ نمیلرزه

 دوباره باید تو دلم داد بزنم ولی آخه این دل دیوونه ی من چه گناهی کرده؟ ولی دیگه جایی ندارم ....

دلم یه جوریه نمیدونم چه حسیه ولی .... نمیدونم فکر کنم گرفته  دلم مهم نیست

 منم مهم نیستم فقط اون مهمه .  خدایا دل من مهم نیست دل اون اگه گرفته کمکش کن تا بیشتر از این ....

 آخ خدایا نمیگم مشکلاتم رو حل کن فقط یه راهی جلو پام بذار که خیلی گیجم حد اقل بم پشتکار بده تا همین مسیر و برم و کم نیارم

دیگه نمیتونم بنوسیم

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

 

دوستت دارم  باورم کن

 

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

نه ميشه باورت كنم نه ميشه از تو رد بشم

نه ميشه خوب من بشي نه ميشه با تو بد بشم

نه دل دارم كه بشكني نه جون دارم فدات كنم

نه پاي موندن مني نه ميتونم رهات كنم

نه ميتونه تو خلوتش دلم صدا كنه تو رو

نه ميتونم بگم بمون نه ميتونم بگم برو

كجا برم كه عطر تو نپيچه توي لحظه هام

قصه ام و از كجا بگم كه پا نگيري تو صدام

چه جوري از تو بگذرم تويي كه معني مني

تويي كه از مني اگر تيشه به ريشه ميزني

نه ساده اي نه خط خطي نه دشمني نه هم نفس

نه با تو جاي موندنه نه مونده جاي پيش و پس

نه ميتونه تو خلوتش دلم صدا كنه تو رو

نه ميتونم بگم بمون نه ميتونم بگم برو

كجا برم كه عطر تو نپيچه توي لحظه هام

قصه ام و از كجا بگم كه پا نگيري تو صدام

نه ميشه باورت كنم نه ميشه از تو رد بشم

نه ميشه خوب من بشي نه ميشه با تو بد بشم

نه دل دارم كه بشكني نه جون دارم فدات كنم

نه پاي موندن مني نه ميتونم رهات كنم

نميشه با تو باشم و اسير دست غم نشم

فقط ميخوام با خواستنت تا هستم از تو كم نشم

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

تقدیم به یار سفر کرده که صد قافله دل همره اوست.

 تو بهانه ای قشنگی    که همیشه زنده باشم

  به هوای دیدن تو پر شعر تازه باشم

      همه شب به خاطر تو        لب پنجره نشستم

     که تو را ببینم اما    ز فراق تو شکستم 

      شب و روز من تو بودی   گل همیشه بهارم 

     دلم از تو جان گرفته   به خدا در انتظارم

      همه جاده های دل    را پر عطر یاس کردم 

     که تو از سفر بیائی   به تو التماس کردم

      نظری به این گدا کن   که به غصه ات دچار است

گل پونه تو کجائی ؟؟؟

آخر ای دوست،نخواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید؟

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد؟

چشم من روشن،روی تو سپید

جان به لب آمده در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید؟

آخر این عشق مرا خواهد کشت

 عاقبت داغ مرا خواهی دید 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|

به هر کس دل سپردم بی وفا شد

نمک خوردو نمکدان زیر با شد

به قلبم خون فتادو خنجر انداخت

از ان وقتی که این دل مبتلا شد

به من گفتا برو گم شو ز بیشم

از این گفتار قلبم بینوا شد

به او گفتم چه دیدی نازنینم

ز من اینگونه قلبت بی صفا شد

بگفتا هیچ اما بار دیگر   
 
نگاهم با نگاهی اشنا شد

به او گفتم چه دیدی از نگاهش

که حرمت نگاهم زیر با شد

بگفتا هیچ اما بول و ثروت

به همراه نگاهش مال ماشد

ز گفتارش چو خونین گشت قلبم

زمان از اه من بی سر صدا شد

به روی گونه هایم اشک لغزید

تمام اسمان بر ماجرا شد

به اشکم خنده امد بر لبانش

بگفتا ای دنی دل بی وفا شد

 

 

نوشته شده در ساعت توسط حسن|


نوشته ها
» گفته ها (2)
» دیگه رفت
» يه روزي مياي سراغم به خيالت که من هستم
» چه سخته جدايي
» به تو ساده دل ندادم که بري ساده ز يادم
» حسرت دیدار
» خنده واسه هميشه از لبـام رفت
» کجایی؟
» عـاشقت بودم
» چوم!

به فکرتم تو هم به فکرم باش